هرگاه سیال از یک شیر عبور میکند، بخشی از انرژی فشاری آن به دلیل اصطکاک، تغییر مسیر جریان، آشفتگی و هندسه داخلی شیر از دست میرود.
این کاهش انرژی به صورت افت فشار (Pressure Drop) ظاهر میشود.
افت فشار شیر به خودی خود همیشه یک مشکل نیست؛ هر تجهیزی که در مسیر جریان قرار میگیرد مقداری افت فشار ایجاد میکند. مسئله اصلی این است که آیا مقدار این افت فشار با شرایط طراحی سیستم سازگار است یا خیر.
افت فشار بیش از حد میتواند باعث کاهش فشار پاییندست، افزایش توان مصرفی پمپ، کاهش ظرفیت عبور جریان و در برخی شرایط ایجاد پدیدههایی مانند Cavitation شود.
بنابراین محاسبه آن یکی از مراحل مهم در انتخاب و سایزینگ شیر است.
سادهترین تعریف افت فشار شیر عبارت است از اختلاف فشار بین ورودی و خروجی شیر:
[
\Delta P = P_1 - P_2
]
که در آن:
برای مثال، اگر فشار سیال قبل از شیر 6 bar و بعد از آن 5.2 bar باشد:
[
\Delta P = 6 - 5.2 = 0.8\ bar
]
بنابراین شیر در این شرایط 0.8 bar افت فشار ایجاد کرده است.
البته در یک سیستم واقعی باید اطمینان داشت که فشارهای اندازهگیریشده تحت شرایط قابل مقایسه و در نقاط مناسب نسبت به شیر برداشت شدهاند.
افت فشار یک مقدار ثابت و مستقل از شرایط کاری نیست.
مهمترین عوامل عبارتاند از:
با افزایش دبی، سرعت سیال در شیر افزایش پیدا میکند و معمولاً افت فشار نیز افزایش مییابد.
در بسیاری از شرایط جریان آشفته، رابطه افت فشار با سرعت تقریباً به شکل زیر است:
[
\Delta P \propto v^2
]
بنابراین افزایش دبی میتواند اثر قابلتوجهی بر افت فشار داشته باشد.
هرچه سطح عبور جریان کمتر باشد، برای عبور یک دبی مشخص سرعت سیال افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، انتخاب سایز شیر تنها بر اساس قطر اسمی خط لوله همیشه روش مناسبی برای سایزینگ نیست.
ممکن است یک شیر با قطر اسمی برابر با قطر لوله، از نظر ظرفیت عبور جریان برای شرایط موردنظر مناسب نباشد.
هندسه داخلی شیر تأثیر زیادی بر افت فشار دارد.
برای یک دبی یکسان، شیرهای مختلف میتوانند افت فشار متفاوتی ایجاد کنند.
مسیر عبور جریان، تغییر جهت جریان، شکل Seat و میزان باز بودن شیر همگی بر مقاومت هیدرولیکی تأثیر میگذارند.
در شیرهای کنترلی و برخی شیرهای مورد استفاده برای تنظیم جریان، میزان باز بودن شیر اهمیت بسیار زیادی دارد.
شیر کاملاً باز معمولاً مقاومت بسیار کمتری نسبت به حالت نیمهباز ایجاد میکند.
به همین دلیل، در محاسبات باید مشخص باشد که شیر در چه موقعیتی قرار دارد.
چگالی و ویسکوزیته سیال نیز باید در محاسبات در نظر گرفته شوند.
محاسبات مربوط به آب با محاسبات مربوط به روغن، سیالات هیدروکربنی یا سایر سیالات صنعتی الزاماً یکسان نیست.
در گازها و بخارات نیز به دلیل تراکمپذیری، مسئله پیچیدهتر میشود و نمیتوان بدون بررسی شرایط فشار و دما از روابط ساده مربوط به مایعات استفاده کرد.
یکی از روشهای رایج برای محاسبه افت فشار تجهیزات و اتصالات، استفاده از ضریب افت موضعی K است.
رابطه کلی به صورت زیر نوشته میشود:
[
\Delta P = K \frac{\rho v^2}{2}
]
که در آن:
این رابطه نشان میدهد که افت فشار بهشدت به سرعت جریان وابسته است.
فرض کنیم آب با شرایط زیر از یک شیر عبور میکند:
ابتدا فشار دینامیکی را محاسبه میکنیم:
\frac{1000 \times 2^2}{2}
]
بنابراین:
[
=2000\ Pa
]
اکنون:
[
\Delta P = 4 \times 2000
]
[
\Delta P = 8000\ Pa
]
یعنی:
[
\Delta P = 8\ kPa
]
و تقریباً:
[
\Delta P = 0.08\ bar
]
بنابراین افت فشار این شیر در شرایط فرضشده حدود 0.08 bar خواهد بود.
البته مقدار واقعی (K) باید از اطلاعات فنی معتبر مربوط به همان شیر و شرایط نصب به دست آید.
در بسیاری از شیرآلات صنعتی، بهخصوص شیرهای کنترلی، ظرفیت عبور جریان با استفاده از Cv بیان میشود.
Cv یک پارامتر مهم برای توصیف ظرفیت عبور جریان شیر است.
برای مایعات، یکی از روابط رایج در واحدهای متداول صنعتی به شکل زیر است:
[
Q = C_v \sqrt{\frac{\Delta P}{SG}}
]
که در آن:
با جابهجایی رابطه میتوان افت فشار را به دست آورد:
[
\Delta P = SG \left(\frac{Q}{C_v}\right)^2
]
این رابطه برای درک یک نکته بسیار مهم کاربرد دارد:
برای یک شیر مشخص، افزایش دبی میتواند افت فشار را به شکل قابلتوجهی افزایش دهد.
فرض کنیم یک شیر دارای:
[
C_v=100
]
باشد و آب با:
[
Q=200\ GPM
]
از آن عبور کند.
برای آب:
[
SG \approx 1
]
بنابراین:
[
\Delta P =
1\times
\left(\frac{200}{100}\right)^2
]
در نتیجه:
[
\Delta P=4\ psi
]
بنابراین افت فشار شیر در این شرایط حدود 4 psi است.
اما اگر دبی دو برابر شود و به 400 GPM برسد:
[
\Delta P =
\left(\frac{400}{100}\right)^2
=16\ psi
]
یعنی با دو برابر شدن دبی، افت فشار در این مثال چهار برابر شده است.
این موضوع یکی از نکات مهم در طراحی سیستمهای انتقال سیال است.
در مشخصات فنی شیرآلات ممکن است به جای Cv با پارامتر Kv نیز مواجه شوید.
این دو مفهوم مشابهی دارند اما در سیستمهای واحدی متفاوت استفاده میشوند.
به صورت تقریبی رابطه تبدیل رایج میان آنها چنین است:
[
C_v \approx 1.156 K_v
]
یا:
[
K_v \approx 0.865 C_v
]
بنابراین هنگام استفاده از دیتاشیت شیر باید دقت شود که مقدار ارائهشده مربوط به Cv یا Kv است و واحدهای مورد استفاده در فرمول نیز با آن سازگار باشند.
خیر.
این یکی از اشتباهات رایج در بررسی شیرآلات است.
فرض کنید دو شیر هر دو 4 اینچ باشند.
این موضوع به تنهایی به این معنی نیست که هر دو شیر در یک دبی مشخص افت فشار یکسانی ایجاد میکنند.
حتی دو شیر با سایز اسمی یکسان میتوانند به دلیل تفاوت در:
رفتار هیدرولیکی متفاوتی داشته باشند.
بنابراین برای محاسبه دقیق باید مشخصات واقعی شیر بررسی شود.
در یک سیستم پایپینگ، افت فشار کل از مجموع افتهای مختلف تشکیل میشود.
برای مثال:
\Delta P_{pipe}
+
\Delta P_{valves}
+
\Delta P_{fittings}
+
\Delta P_{equipment}
]
بنابراین اگر فشار بین دو نقطه از خط کاهش پیدا کرده باشد، نباید تمام افت فشار را به شیر نسبت داد.
زانوها، سهراهیها، فیلترها، شیرهای دیگر، تغییرات قطر و طول مستقیم لوله نیز میتوانند سهم قابلتوجهی در افت فشار داشته باشند.
پمپ باید انرژی کافی برای غلبه بر مجموع مقاومتهای سیستم فراهم کند.
اگر افت فشار شیرها در محاسبات هد سیستم لحاظ نشود، ممکن است پمپ در شرایط واقعی نتواند دبی موردنظر را تأمین کند.
از طرف دیگر، انتخاب شیری با مقاومت بسیار زیاد میتواند باعث افزایش هد موردنیاز سیستم و در نتیجه افزایش توان مصرفی شود.
بنابراین در طراحی باید بین ظرفیت عبور جریان، افت فشار، هزینه و شرایط عملکرد شیر تعادل مناسبی برقرار شود.
افت فشار زیاد در شیر همیشه فقط به معنی مصرف انرژی بیشتر نیست.
در برخی شرایط، کاهش شدید فشار در داخل شیر میتواند باعث شود فشار موضعی سیال به فشار بخار نزدیک یا کمتر از آن شود.
در این حالت احتمال وقوع Cavitation افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، در کاربردهای حساس نباید فقط مقدار افت فشار خروجی شیر بررسی شود؛ بلکه باید حداقل فشار موضعی و شرایط فرآیندی داخل شیر نیز مورد توجه قرار گیرد.
این مسئله بهخصوص در شیرهای کنترلی و سیستمهایی با فشار تفاضلی بالا اهمیت دارد.
برای انجام یک محاسبه قابل اتکا، حداقل باید اطلاعات زیر مشخص باشند:
| پارامتر | اهمیت |
|---|---|
| نوع سیال | تعیین خواص سیال |
| دبی | تعیین سرعت جریان |
| فشار ورودی | تعیین شرایط بالادست |
| فشار خروجی | تعیین افت فشار |
| دمای سیال | تأثیر بر خواص سیال |
| چگالی | موردنیاز در محاسبات هیدرولیکی |
| ویسکوزیته | مهم بهخصوص در جریانهای خاص |
| سایز خط | تعیین سطح عبور جریان |
| سایز شیر | تعیین هندسه عبور جریان |
| نوع شیر | تعیین رفتار هیدرولیکی |
| Cv یا Kv | تعیین ظرفیت عبور جریان |
| درصد باز بودن شیر | بسیار مهم در شیرهای کنترلی |
| فشار بخار سیال | برای بررسی Cavitation |
فشار نامی مانند PN یا Class، مشخصه طراحی و فشار مجاز تجهیز است و افت فشار شیر را نشان نمیدهد.
افت فشار به شرایط جریان وابسته است.
تغییر دبی میتواند مقدار افت فشار را به شکل قابلتوجهی تغییر دهد.
استفاده از فرمول مربوط به آب برای سیالی با خواص کاملاً متفاوت میتواند نتیجه نادرستی ایجاد کند.
قطر شیر به تنهایی ظرفیت واقعی عبور جریان را مشخص نمیکند.
یکی از خطاهای رایج در محاسبات، استفاده از Cv یا Kv در فرمولی با واحدهای ناسازگار است.
قبل از محاسبه باید مشخص شود که دیتاشیت شیر بر چه سیستم واحدی تنظیم شده است.
محاسبه افت فشار شیر یکی از بخشهای مهم تحلیل هیدرولیکی خطوط لوله است و نمیتوان آن را تنها بر اساس قطر اسمی شیر تعیین کرد.
برای یک محاسبه مناسب باید دبی، خواص سیال، سرعت جریان، هندسه شیر، ضریب K یا Cv/Kv و شرایط واقعی عملکرد در نظر گرفته شوند.
برای محاسبات ساده میتوان از رابطه ضریب افت موضعی (K) استفاده کرد و در بسیاری از کاربردهای صنعتی، بهخصوص برای شیرهای کنترلی، پارامترهای Cv و Kv ابزار مهمی برای تعیین ظرفیت عبور جریان و افت فشار هستند.
در نهایت، هدف از محاسبه صرفاً بهدستآوردن یک عدد برای (\Delta P) نیست؛ بلکه باید مشخص شود که آیا شیر انتخابشده میتواند دبی موردنظر را با افت فشار قابلقبول و بدون ایجاد مشکلاتی مانند کاویتاسیون، افت عملکرد یا افزایش غیرضروری توان سیستم تأمین کند یا خیر.