عبور سیالات حاوی ذرات جامد یکی از چالشهای مهم در طراحی و بهرهبرداری از سیستمهای انتقال سیال است. موادی مانند ماسه، سیلیس، مواد معدنی، دوغابهای معدنی، ذرات حاصل از فرآیندهای صنعتی و برخی پودرهای معلق میتوانند در اثر تماس مداوم با قطعات داخلی شیر، باعث سایش تدریجی و کاهش عمر آن شوند.
در چنین شرایطی، انتخاب شیر صرفاً بر اساس سایز، فشار کاری و قیمت کافی نیست.
باید مشخص شود ذرات موجود در سیال چه ویژگیهایی دارند، با چه سرعتی حرکت میکنند، کدام قسمت شیر در معرض بیشترین سایش قرار میگیرد و متریال انتخابشده تا چه اندازه در برابر این شرایط مقاوم است.
وقتی ذرات جامد همراه جریان از داخل شیر عبور میکنند، برخورد مداوم آنها با سطوح داخلی میتواند باعث جدا شدن تدریجی ماده از سطح شود.
این پدیده معمولاً با عنوان Erosion یا فرسایش ناشی از جریان شناخته میشود.
شدت این فرسایش به عوامل مختلفی وابسته است، از جمله:
سرعت ذرات
اندازه ذرات
شکل ذرات
سختی ذرات
غلظت جامدات
جنس سطح مورد برخورد
زاویه برخورد ذرات
هندسه داخلی شیر
بنابراین دو سیستم با یک نوع سیال ممکن است به دلیل تفاوت سرعت یا غلظت ذرات، نرخ سایش کاملاً متفاوتی داشته باشند.
اولین سؤال در انتخاب شیر برای سیال ساینده این است:
چه چیزی داخل سیال وجود دارد؟
ذرات مختلف رفتار یکسانی ندارند.
برای مثال، وجود ذرات نرم در یک سیال ممکن است اثر محدودی بر عمر شیر داشته باشد، در حالی که ذرات سختی مانند سیلیس یا برخی مواد معدنی میتوانند باعث فرسایش سریع سطوح داخلی شوند.
بنابراین در صورت امکان باید مشخصات زیر درباره ذرات تعیین شود:
جنس ذرات
سختی
اندازه متوسط
محدوده اندازه ذرات
شکل ذرات
درصد حجمی یا جرمی جامدات
هرچه ذرات سختتر و لبهدارتر باشند، احتمال سایش مکانیکی بیشتر خواهد بود.
سرعت بالای سیال میتواند نرخ برخورد ذرات با سطوح داخلی شیر را افزایش دهد.
در بسیاری از مکانیزمهای فرسایش، افزایش سرعت میتواند تأثیر بسیار بیشتری از یک افزایش ساده و خطی بر نرخ سایش داشته باشد.
به همین دلیل، اگر یک شیر در دبی بالاتر از شرایط طراحی خود کار کند، ممکن است عمر قطعات داخلی آن بهطور محسوسی کاهش پیدا کند.
این موضوع اهمیت سایزینگ صحیح شیر را نشان میدهد.
بزرگتر یا کوچکتر بودن شیر بهتنهایی معیار مناسبی نیست؛ باید بررسی شود که سرعت جریان در شرایط واقعی کار در چه محدودهای قرار میگیرد.
تنها اندازه ذرات مهم نیست؛ مقدار ذرات موجود در سیال نیز اهمیت دارد.
برای مثال، دو خط ممکن است هر دو حاوی ذرات سیلیس باشند، اما در یکی غلظت جامدات بسیار بیشتر باشد.
افزایش غلظت جامدات معمولاً به معنای افزایش تعداد برخوردهای ذرات با اجزای داخلی شیر است و میتواند نرخ سایش را افزایش دهد.
در سیستمهای دوغابی (Slurry)، این پارامتر یکی از اطلاعات مهم برای انتخاب تجهیزات است.
در سیالات ساینده، انتخاب متریال تنها برای بدنه اهمیت ندارد.
باید به قطعاتی که مستقیماً در معرض جریان هستند نیز توجه کرد.
برای مثال:
Seat
Disc
Ball
Plug
Stem
سایر اجزای داخلی
ممکن است تحت شرایط سایشی متفاوتی قرار بگیرند.
انتخاب متریال باید بر اساس شرایط واقعی سرویس انجام شود و نمیتوان صرفاً بر اساس اینکه «جنس بدنه مقاوم است» نتیجه گرفت که کل شیر در برابر سایش مقاوم خواهد بود.
در برخی کاربردها، استفاده از متریال پایه مقاوم یا Hard Facing میتواند عمر قطعاتی را که در معرض سایش قرار دارند افزایش دهد.
پوششها و عملیات سطحی مختلف میتوانند مقاومت سطح را در برابر فرسایش افزایش دهند؛ اما انتخاب آنها باید با توجه به:
نوع ذرات
سرعت جریان
دمای کاری
نوع سیال
فشار
مکانیزم سایش
انجام شود.
یک پوشش که در برابر یک مکانیزم سایش عملکرد مناسبی دارد، لزوماً برای تمام سرویسها بهترین گزینه نیست.
دوغاب حاوی ذرات کروی و دوغابی با ذرات تیز و زاویهدار را نمیتوان از نظر سایش یکسان در نظر گرفت.
ذرات تیز و زاویهدار هنگام برخورد با سطح میتوانند اثر برندهتری داشته باشند و باعث فرسایش سریعتر شوند.
بنابراین در پروژههایی که سایش اهمیت بالایی دارد، Particle Shape باید در کنار اندازه و سختی ذرات بررسی شود.
هندسه مسیر عبور سیال نقش مهمی در محل و شدت سایش دارد.
تغییرات شدید جهت جریان یا ایجاد نواحی با سرعت بسیار بالا میتواند باعث تمرکز فرسایش در بخش خاصی از شیر شود.
در برخی شیرها، شرایط جریان باعث میشود قطعاتی مانند Seat یا قسمتهایی از مسیر عبور بیشتر از سایر قسمتها در معرض ذرات قرار بگیرند.
به همین دلیل، انتخاب شیر باید بر اساس رفتار جریان در داخل آن انجام شود، نه فقط نام یا نوع عمومی شیر.
افت فشار زیاد در شیر میتواند شرایط جریان را تغییر دهد و سرعتهای موضعی بالاتری ایجاد کند.
در برخی کاربردها این موضوع میتواند همزمان با افزایش ریسک:
فرسایش
کاویتاسیون
ارتعاش
آسیب به سطوح داخلی
همراه شود.
بنابراین هنگام انتخاب شیر برای سیال ساینده، نباید تنها به دبی توجه کرد؛ فشار ورودی، فشار خروجی و Pressure Drop نیز باید بررسی شوند.
خیر.
انتخاب شیر باید بر اساس شرایط سرویس انجام شود.
ممکن است یک شیر در یک کاربرد خاص عملکرد مناسبی داشته باشد اما در یک سرویس ساینده با ذرات سخت و سرعت بالا، عمر بسیار کوتاهی داشته باشد.
برای تصمیمگیری باید حداقل موارد زیر بررسی شوند:
| پارامتر | تأثیر بر انتخاب |
|---|---|
| نوع ذرات | تعیین مکانیزم سایش |
| سختی ذرات | تعیین شدت فرسایش |
| اندازه ذرات | تأثیر بر عبور و برخورد |
| شکل ذرات | تأثیر بر رفتار سایشی |
| غلظت جامدات | تعیین شدت تماس با سطح |
| دبی | تعیین سرعت جریان |
| فشار | تعیین شرایط کاری |
| دما | محدودیت متریال |
| متریال Seat و قطعات داخلی | مقاومت در برابر سایش |
| افت فشار | تأثیر بر سرعت و شرایط جریان |
بنابراین نمیتوان تنها با گفتن «سیال ساینده است» یک نوع شیر را برای تمام کاربردها مناسب دانست.
یکی از پیامدهای مهم فرسایش، ایجاد نشتی است.
برای مثال اگر سطح آببندی به مرور زمان دچار سایش شود، تماس مناسب بین سطوح از بین میرود.
در نتیجه:
سایش → تخریب سطح آببندی → کاهش تماس → افزایش نشتی
اتفاق میافتد.
این موضوع نشان میدهد که نشتی در بسیاری از موارد نتیجه نهایی یک فرآیند فرسایشی طولانیمدت است، نه یک خرابی ناگهانی.
کاهش سرعت جریان میتواند نرخ سایش را کاهش دهد، اما همیشه امکانپذیر نیست.
کاهش بیش از حد سرعت ممکن است با محدودیتهای فرآیندی، ظرفیت تولید یا طراحی سیستم در تضاد باشد.
بنابراین راهکار مهندسی میتواند ترکیبی از موارد زیر باشد:
انتخاب صحیح سایز شیر
کنترل سرعت جریان
انتخاب متریال مناسب
استفاده از سطوح مقاوم به سایش
کنترل غلظت جامدات
حذف یا کاهش ذرات غیرضروری
اصلاح شرایط عملیاتی
هدف، پیدا کردن تعادل مناسب بین عملکرد فرآیند و عمر تجهیزات است.
حتی یک شیر مناسب نیز در محیط ساینده به نگهداری و پایش بیشتری نیاز دارد.
بررسی دورهای میتواند شامل مواردی مانند:
اندازهگیری نشتی
بررسی گشتاور عملکرد
بررسی فشار قبل و بعد از شیر
بررسی ارتعاش
بازرسی قطعات داخلی در زمان تعمیرات
ثبت زمان و نوع خرابی
باشد.
ثبت این اطلاعات به مرور زمان میتواند الگوی خرابی را مشخص کند.
برای مثال اگر مشخص شود نشتی شیرها همیشه پس از رسیدن به یک میزان مشخص از دبی یا ساعت کار افزایش پیدا میکند، میتوان برنامه تعمیرات پیشگیرانه را بر اساس شرایط واقعی بهرهبرداری تنظیم کرد.
انتخاب شیر برای سیالات ساینده یک انتخاب صرفاً مکانیکی نیست و باید بر اساس رفتار سیال و مکانیزم سایش انجام شود.
نوع، سختی، اندازه و غلظت ذرات، سرعت جریان، افت فشار، هندسه داخلی شیر و متریال قطعات در معرض جریان، از مهمترین پارامترهای تعیینکننده هستند.
در چنین کاربردهایی، انتخاب صحیح شیر باید با هدف کنترل نرخ سایش و افزایش عمر واقعی تجهیزات انجام شود، نه صرفاً انتخاب شیری که از نظر فشار و سایز با خط لوله مطابقت داشته باشد.